طناب دار بر گردن تازه داماد کینه جو
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ شهریور ،۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

روزنامه ایران نوشت: تازه داماد که درجنایتی خونین دوستش را به قتل رسانده بود پس از محاکمه و تأیید حکم قصاصش در شعبه 32 دیوانعالی کشور، سحرگاه دیروز در ندامتگاه کرج به دار مجازات آویخته شد. این درحالی بود که تلاشهای مسئولان قضایی و زندان تا آخرین لحظه های قبل از اجرای حکم بی نتیجه ماند.

 رسیدگی به این پرونده از بیست و یکم دی سال 92 به دنبال ناپدید شدن پسر جوانی بهنام شهروز - 25ساله- و اعلام موضوع ازسوی خانوادهاش به پلیس، دردستور کار قرار گرفت.
همزمان باآغاز تحقیقات، مأموران پلیس درتجسسها، خودروی رها شده شهروز را نیزدر 5کیلومتری جاده هشتگرد- کرج کشف کرده و در بررسیها با آثار خون روبه روشدند.

در ادامه جستوجوها نیز جسد خونین شهروز هم چند کیلومتر دورتر از خودرویش در کنار جاده پیدا شد. بدین ترتیب موضوع به بازپرس وکارآگاهان جنایی کرج اعلام شد و بلافاصله تیم تحقیق راهی محل مورد نظرشدند. پس از تحقیقات مقدماتی جسد به پزشکی قانونی انتقال یافت. خودروی مقتول نیز برای بررسی به پلیس آگاهی منتقل شد.
 
 
 کارآگاهان جنایی که درپی یافتن سرنخی برای کشف راز جنایت مرموز بودند پی بردند قربانی ماجرا قبل از مرگ با فردی به نام عباس - 21ساله- در ارتباط بوده است. بنابراین بلافاصله عباس دستگیر شد وتحت بازجویی قرار گرفت. او در نخستین بازجویی گفت: «چند ماهی از ازدواجم سپری شده بود که دوستم شهروز به من گفت، همسرم قبل از ازدواجش با من، با او رابطه داشته است. بعد هم حرفهای زشت و ناپسندی زد که مرا دگرگون کرد.
 
چون من همسرم را عاشقانه دوست داشتم و هرگز باور نمیکردم او قبلاً با دوستم رابطه داشته است. درحالی که خون جلوی چشمانم را گرفته بود تصمیم گرفتم شهروز را بکشم. به همین خاطرپس از طرح نقشه ای با دوستم قرار گذاشتم. بعد از خوراندن آبمیوه مسموم، شهروز را بیهوش کردم. آنقدر کینه وخشم وجودم راگرفته بود که قدرت تصمیم گیری نداشتم. وقتی شهروز بیهوش شد درحالیکه گریه میکردم او را با چاقو کشتم و پس از رها کردن جسد و ماشینش کنار جاده فرارکردم.
 
 
محاکمه تازه داماد
 
 

پس از اعترافهای هولناک تازه داماد و صدور کیفرخواست، پرونده عباس برای محاکمه به شعبه یکم دادگاه کیفری استان البرز به ریاست قاضی رنجبر و دومستشار-یزدان پوروخنک دار-ارجاع شد. در آغاز جلسه قاضی دهقان نماینده دادستان متن کیفرخواست را خواند.

آنگاه اولیای دم (پدر ومادر) در جایگاه قرار گرفتند واز قضات دادگاه خواستار قصاص قاتل فرزندشان شدند. سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و در دفاع از خود گفت: «شهروز به ناموس من توهین کرد. اما حالا که فکر میکنم متوجه میشوم من و او تاوان تصمیمگیری عجولانه ام را میدهیم. از وقتی بازداشت شدم روزها و شبهایم با کابوس مرگ همراه بوده است. و حالا از اولیای دم درخواست عفو و بخشش دارم. به جوانی ام رحم کنید. من قبول دارم که جنایت وحشتناکی مرتکب شدم اما تازه داماد هستم و هزار امید و آرزو دارم و...»

پس از پایان اظهارات متهم، قضات پس از شور متهم را باتوجه به درخواست اولیای دم به قصاص محکوم کردند.
 
 
تأیید حکم اعدام
 
 
 پس ازصدورحکم قصاص، قضات شعبه 32 دیوانعالی کشور نیز آن را تأیید کردند و سرانجام پرونده در اختیار شعبه ششم اجرای احکام به ریاست قاضی محمد انبری قرار گرفت. اما باوجود تلاشهای صورت گرفته، اولیای دم بر اجرای حکم قصاص تأکید کردند.
 
 
لحظه های پراضطراب پای چوبه دار
 
 
پس از انجام مراحل اداری مربوطه، مرد جوان اعدامی سحرگاه دیروز در ندامتگاه مرکزی کرج پای چوبه دار رفت. این درحالی بود که فتاحی- رئیس ندامتگاه- چند نفر ازمسئولان ندامتگاه و دادگستری به همراه رئیس شعبه ششم اجرای احکام دادگستری، همچنان به تلاشهایشان برای جلب رضایت از اولیای دم ادامه دادند. اما آنها به هیچ عنوان حاضربه گذشت ازخون فرزندشان نشدند.
 
 

آخرین حرفهای قاتل قبل از اجرای حکم

فکر میکنی اعدام شوی؟
 
 
نمیدانم. عمر دست خداست. ولی میدانم کار اشتباهی کردم که البته به خاطریک لحظه عصبانیت وتصمیم عجولانه بود.ولی از همان روز که دستم به جنایت آلوده شد روزها وشبهایم با کابوس مرگ همراه شده بود. میدانستم که اعدام میشوم.
 
 
چرا پدر و مادرت برای آخرین ملاقات در زندان حاضر نشدند؟
 
 
مرد جوان با شنیدن این حرف اشک در چشمانش حلقه زد و گفت من بچه سر راهی بودم که در اختیار بهزیستی بودم. تا اینکه زن و مردی مرا به فرزندی قبول کردند. من در این دنیا کسی را ندارم...
 
 
چرا آدم کشتی؟
 
 
الان دیگر برای این حرفها دیر شده و فقط میتوانم بگویم پشیمان هستم. او درباره زنم چیزهایی گفت که بشدت عصبانی ام کرد.
 
 
آیا درست میگفت؟
 
 
نمیدانم.....
 
 
 همسرت کجاست؟
 
 
 تقریباً شش ماه بعد از بازداشتم طلاق گرفت.
  
 
چرا دست به جنایت زدی؟
 
 
جاهلیت وتصمیم عجولانه....
 
 
آخرین حرفت چیست؟
 
 

میدانم که دیگر مرا نمیبخشند اما امیدوارم به خاطر خدا یک ماه به من فرصت بدهند. و...

چرا قاتل پسرم را نبخشیدم
 
 
پدر مقتول نیزکه منتظراجرای حکم بود اظهارداشت: «اگر پسرم در درگیری کشته میشد شاید قاتل را می بخشیدم و از قصاصش میگذشتم. اما او پسرم را با طرح نقشه قبلی بیهوش کرده و بعد با چاقو او را از پا درآورده است. این نهایت بیرحمی است برای همین هرگز او را نمیبخشم و باید اعدام شود.
 
 
جگرمان سوخته
 
 

مادر دلسوخته مقتول هم گفت: «این جنایتکار، جگرم را سوزانده و هیچ وقت از حق قصاصم گذشت نمیکنم.»

درخواست رئیس ندامتگاه
 
 
در ادامه و دقایقی قبل از اجرای حکم، فتاحی- رئیس ندامتگاه مرکزی کرج- هم ضمن ابراز همدردی با اولیای دم بار دیگر آنها را به بخشش و گذشت از اعدام پسر جوان دعوت کرد. او گفت: «لذت بخشش از انتقام دلچسب تر است. اگر شما از حق اعدام خود گذشت کنید این به معنای آن نیست که قاتل از زندان آزاد میشود. بلکه از نظر جنبه عمومی محاکمه میشود ومطمئن باشید در این رابطه قانون تدابیر لازم را اتخاذ کرده است. و اینگونه او مجازات میشود.»
 
 
رئیس شعبه اجرای احکام نیز از آنها خواست که به خاطرخدا قاتل را ببخشند. اما آنها تحت هیچ شرایطی حاضر به گذشت نشدند.
 
 

بنابراین پس از خواندن حکم قصاص، قاتل پای چوبه دار ایستاد. سپس پدر مقتول طناب دار را به گردن عباس انداخت و لحظاتی بعد هم حکم قصاص اجرا شد.


ماجرای مرگ مشکوک سه طلبه نوجوان
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ شهریور ،۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

روزنامه ایران نوشت: اجساد بی‌جان سه تن از طلاب مدرسه دینی فیض‌العلوم نسکند سرباز در خوابگاه کشف شد.

 مولوی کریم بخش درویشی، با تأیید این خبر اظهار داشت: پیکر بی‌جان این سه طلبه حوزه مدرسه دینی فیض‌العلوم نسکند در حالی روزسه‌شنبه در خوابگاه محل اسکان آنان کشف شد که هیچ نشانه‌ای از بیماری در آنها دیده نمی‌شود.وی با اشاره به اینکه اجساد توسط دیگر طلبه‌ها کشف شده است، افزود: دو تن از این طلبه‌ها 10 ساله و دیگری15 ساله بودند. آنها از یک سال قبل در این مدرسه دینی مشغول به تحصیل بوده و هرسه ازاهالی شهرستان مهرستان و فامیل بودند.

مدیر مدرسه دینی فیض‌العلوم نَسکند سرباز بیان کرد: بیش از 40 طلبه از مناطق مختلف سرباز و شهرستان‌های دیگر در این مرکز مشغول به یادگیری علوم قرآنی هستند و این نخستین بار است که چنین اتفاقی در این مدرسه می‌افتد.وی با اشاره به اینکه اجساد برای مشخص شدن علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شده است، خاطرنشان کرد: در ابتدا اجساد به پزشکی قانونی ایرانشهر منتقل شدند.
 
اما به دلیل نبود امکانات در این مرکز برای مشخص شدن دلیل اصلی مرگ مشکوک این سه طلبه مجبور به انتقال اجساد به زاهدان شدیم. در همین رابطه رضا عبدی مدیرکل پزشکی قانونی استان سیستان و بلوچستان، با تأکید بر اینکه هنوز علت دقیق مرگ مشخص نشده است، گفت: آزمایش‌های مقدماتی روی اجساد انجام شده است اما برای مشخص شدن دلیل اصلی مرگ باید صبر کرد تا جواب بررسی‌ها آماده شود.

برای وام مسکن چقدر باید اوراق بخریم؟
ساعت ٤:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ شهریور ،۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

خبرگزاری ایسنا: در معاملات فرابورس ایران، قیمت اوراق تسهیلات مسکن نسبت به هفته گذشته مقداری روند کاهشی را طی کرده است، در این روزها هر ورق حدودا ۷۸ هزار تومان معامله می شود.

در طی این روزها در فرابورس ایران هر ورق از اوراق تسهیلات مسکن مرداد ماه ۱۳۹۶ حدودا ۷۸ هزار و ۵۰۰ تومان معامله شد و قیمت پایانی باقی تسه ها در حدود ۷۷ هزار تومان بود. حداکثر قیمت تسه ها نسبت به حداکثر قیمت آن ها در ماه های گذشته چیزی حدود ۲ هزار تومان کاهش را نشان می دهد.

اگر قیمت هر ورق از اوراق تسهیلات مسکن را تقریبا حدود ۷۸ تومان در نظر بگیریم با علم به اینکه  زوج های تهرانی برای دریافت وام ۱۰۰ میلیون تومانی مسکن باید ۲۰۰ برگه تسهیلات مسکن خریداری کنند باید گفت که آن ها باید ۱۵ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان باید صرف خرید این ۲۰۰ برگ کنند. این مبلغ با احتساب ۱۰ میلیون تومان وام جعاله که بابتش باید ۲۰ برگ بهادار به قیمت یک میلیون و ۵۶۰ هزار تومان از اوراق تسهیلات مسکن را خریداری کنند، در مجموع برای دریافت وام ۱۱۰ میلیون تومانی مسکن حدود ۱۷ میلیون و ۱۶۰ هزار تومان‌ می‌شود.

همچنین زوج‌های غیر تهرانی که در شهرهایی با جمعیت بیشتر از ۲۰۰ هزار نفر جمعیت زندگی می‌کنند، می‌توانند تا سقف ۸۰ میلیون تومان وام بگیرند که برای گرفتن این مبلغ باید ۱۶۰ ورق بهادار خریداری کنند که با این حساب باید ۱۲ میلیون و ۴۸۰ هزار تومان بابت خرید این اوراق بپردازند که با احتساب یک میلیون و ۵۶۰ هزار تومان اوراق وام جعاله، در مجموع برای دریافت وام ۹۰ میلیون تومانی باید ۱۴ میلیون و ۴۰ هزار تومان پرداخت کنند.

زوج‌های ساکن در سایر شهرهای با جمعیت زیر ۲۰۰ هزار نفر می‌توانند برای گرفتن ۶۰ میلیون تومان وام مسکن ۱۲۰ برگ بهادار خریداری کنند که باید ۹ میلیون و ۳۶۰ هزار تومان بابت خرید اوراق بپردازند که برای دریافت ۱۰ میلیون تومان دیگر بابت وام جعاله باید یک میلیون و ۵۶۰ هزار تومان بپردازند. این زوج‌ها در مجموع برای دریافت وام ۷۰ میلیون تومانی باید ۱۰ میلیون و ۹۲۰ هزار تومان بپردازند.

لازم به توضیح است که مجردهای تهرانی نیز می‌توانند تا سقف ۶۰ میلیون تومان و غیر زوج‌هایی که در مراکز استان‌های بالای ۲۰۰ هزار نفر جمعیت دارند تا سقف ۵۰ میلیون تومان و در نهایت غیر زوج‌های ساکن در سایر مناطق تا سقف ۴۰ میلیون تومان وام دریافت کنند که به ترتیب هر کدام باید ۱۲۰، ۱۰۰ و ۸۰ برگ بهادار اوراق تسهیلات مسکن را از فرابورس ایران خریداری کنند. با این حساب مجردهای تهرانی باید برای خرید این اوراق ۹ میلیون و ۳۶۰ هزار تومان، افراد ساکن در مراکز استان بالای ۲۰۰ هزار نفر جمعیت مبلغ ۷ میلیون و ۸۰۰ تومان و افراد گروه سوم مبلغ شش میلیون و ۲۴۰ هزار تومان پرداخت کنند. البته در صورت تمایل برای دریافت وام ۱۰ میلیون تومانی جعاله باید مبلغ یک میلیون و ۵۶۰ هزار تومان دیگر هم بپردازند.

اوراق تسهیلات مسکن (تسه) توسط بانک مسکن منتشر می‌شود. این اوراق قابلیت معامله در فرابورس ایران را دارد و ارزش اسمی هر برگ پنج میلیون ریال است. مدت اعتبار اوراق تسه حداکثر تا دو دوره شش ماهه قابل تمدید است. این اوراق با توجه به اینکه چقدر تا زمان اعتبارش زمان باقی مانده دارای قیمت متفاوتی است. در صورتی که مدت اعتبار این اوراق به اتمام رسیده و دارنده اوراق از تسهیلات آن استفاده نکند، نماد معاملاتی آن متوقف خواهد شد و وجوه پرداختی دیگر به دارنده اوراق بازپرداخت نخواهد شد.


فردین خلعتبری از سینما و حواشی «شهرزاد» میگوید
ساعت ٤:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ شهریور ،۱۳٩٦   کلمات کلیدی:
خبرگزاری خبرآنلاین: فردین خلعتبری با حضور در سومین برنامه‌ «آهنگ» از زندگی، آهنگسازی و دغدغه‌هایش گفت و درباره حواشی اخیر سریال «شهرزاد» توضیح داد.

سومین برنامه‌ زنده‌ اینترنتی «آهنگ» با سردبیری و اجرای بهرنگ تنکابنی هم‌زمان با روز ملی سینما، میزبانِ فردین خلعتبری بود. آهنگسازی که تجربه‌ بسیاری در ساخت موسیقی فیلم داشته است.

سومین برنامه‌ «آهنگ» به علت هم‌زمانی با پخش برنامه‌ جشن خانه‌ سینما با یک روز تاخیر برگزار شد تا خلعتبری که موسیقی تیتراژ این برنامه‌ از ساخته‌های اوست، ناگفته‌هایش را از سینما و موسیقی بیان کند.

فردین خلعتبری اما ترجیح داد تا این گفت‌وگو را با پرسشِ خود آغاز کند؛ اینکه موسیقی خوب یا بد کدام است؟ و چرا در جامعه‌ ما در این باره صحبت می‌کنند؟ او در برابر پاسخِ تنکابنی که اصولا از آنجا که یک متر و معیار علمی در هنر وجود ندارد؛ سلیقه‌ افراد معیار قضاوت است؛ ادامه داد: این اتفاقِ خوبی نیست؛ چون سلیقه من ممکن است با کسِ دیگری تفاوت کند؛ ضمن اینکه اگر موسیقی بد است اصلا چرا باید درباره‌ آن صحبت کرد؟
 
من جواب این سوال را ندارم. روزی سوار تاکسی شدم که موسیقی در آن در حال پخش بود؛ راننده‌اش اعتقاد داشت که من این اثر را گوش می‌کنم تا به چیزی فکر نکنم؛ این در حالی است که من موسیقی می‌سازم تا مخاطبم فکر کند. پیش خودم فکر کردم شاید چیزی که من را به به فکر وادار می‌کند، دیگری را از فکر گریزان می‌کند. تکلیف من در این میان چیست؟ آیا باید فکر کنم که کسی به این موسیقی گوش می‌کند یا خیر؟ آیا باید مسیر را بروم؟
او در پاسخ به این سوال که چرا با وجود 30 سال فعالیت در موسیقی فیلم، تاکنون سیمرغ بلورین جشنواره فجر را دریافت نکرده است؛ تنها به گفتنِ این مساله بسنده کرد که دلیل خاصی نمی‌تواند داشته باشد، هیات داوران یک نظرات شخصی دارند و احساس کردند که کارهای دیگر بهتر است. من به این چیزها فکر نمی‌کنم. از صبح تا شب فکر می‌کنم چه بسازم تا آنچه درونم است را به ظهور برساند؛ چون درونم مدام تغییر می‌کند؛ اما به طور کلی سعی می‌کنم به این مسایل توجه نکنم؛ چون یک سری الگو مثل احمد پژمان دارم که ممکن است خیلی‌ها حتی اسم او را هم نشنیده باشند؛ اما اگر از آهنگسازان بزرگ بپرسید، همگی به تاثیر فراوان او در موسیقی اشاره می‌کنند.
 
ایشان کار خودش را کرده است و هنوز که هنوز است کار می‌کند و هر کاری که می‌کند من را تحت تاثیر قرار می‌دهد نه فقط از نظر حسی که به عنوان الگو. او در چشم‌انداز همه‌ ماست. صرف‌نظر از آثارش او می‌تواند برای من حد اخلاقی تعیین کند . اصولا یک آهنگساز دلش نمی‌خواهد بگوید از آدم دیگر تاثیر گرفته است؛ اما آثار او برای من همه‌اش کلاس درس است . او ماه ها را به خاطر خودمان می‌خواهد نه به خاطر خودش و به همین خاطر نمی‌خواست مثل او آهنگسازی کنیم؛ او تنها مسیر را به ما نشان داد. او استادی است که می‌توان چیزهای بسیاری از او یاد گرفت؛چه در ارکستراسیون و هارمونی‌ و چه در زندگی‌.
او در پاسخ به این سوال که چرا با وجود آنکه شهر تهران به سرعت از نظر فرهنگی  و اجتماعی در حال تحول است؛ اما همچنان فقدان موسیقی در بدنه‌ شهر را احساس می‌کنیم توضیح داد: شهر ما تغییر می‌کند؛ اما متحول نمی‌شود؛ چون فاقد روند است؛ شهر ما تنها بزرگ می‌شود؛ سرطان تکثیر غیر اصولی سلول‌هاست و شهر ما سرطان‌زده است. تهران شهر خوبی نیست؛ پس چرا ما انتظار داریم که موسیقی‌اش خوب باشد؟ ما در شهری زندگی می‌کنیم که به گواه تمام متخصصان فاجعه‌بار است؛ شهر ما زمانی خوب می‌شود که آدم‌ها تحت تاثیر آن شهر به مدنیتی دست یابند که روی رفتارهایشان تاثیر بگذارد؛ خیلی از ما به این سراشیبی کمک می‌کنیم و هنرمندان هم از این قاعده مستثنی نیستند.
 
با همه‌ اینها تهران جای عجیبی است؛ معرفت ممکن است لابه‌لای چیزهای جنگلی پنهان باشد و پیدا شود؛ مثلِ اینکه موسیقی جدی در اینجا طرفدران بسیاری دارد حتی بیشتر از اروپا؛ آدم‌هایی در تهران هستند و گاه جرقه‌های رخ می‌دهد که روح به سمت چیز زلال و خوبی می‌رود که می‌توان به آن رجوع کرد.

آهنگسازِ کهنه‌کار زندگی عجیبی داشته است، در دوازده سالگی در نوشهر فلوت می‌نوازد، بعد در دانشگاه صنعتی شریف مهندسی سازه می‌خواند، مدتی سه‌تار می‌نوازد و معلم ورزش و مربی سرود مناطق می‌شود، جبهه می‌رود و بعد در دانشگاه هنر، موسیقی می‌خواند، او در توضیح این زندگی می‌گوید همیشه برای خودش حق انتخاب قایل بوده است: من زمانی تصمیم به مهاجرت گرفتم و بعد برگشتم؛ چون من اینجایی بودم. مدتی مربی بسکتبال بودم و مینی‌بسکتبال را راه‌اندازی کردم؛ بعد بین موسیقی و بسکتبال، موسیقی را انتخاب کردم، در زندگی به من بد نگذشته است و خیلی در گرفتاری نبودم؛ اما هر کجا بودم سعی می‌کردم اثری داشته باشم.

او درباره‌ آهنگسازی در حوزه‌ موسیقی فیلم می‌گوید: سینما در کشور ما بنا به دلایل بسیار زیاد بعد از انقلاب قوام بیشتری پیدا کرد و موسیقی نیز بالتبع آن به همین شکل. اما یک جریانی در دهه‌ شصت و هفتاد به وجود آمد و کسانی مثل کارن همایون‌فر و پیمان یزدانیان موسیقی را از اورتور بیرون آوردند و به آن هویت دادند. در موسیقی در سینما بسیار رشد کرده است؛ اما بهترین کارگردانان سینما موسیقی متن ندارند و آن را حذف می‌کنند. چون مابه‌ازای موسیقی را در آثار موجود پیدا نمی‌کنند. مقصر را باید در خودمان جست‌وجو کنیم.

خلعتبری درباره‌ تجربه‌ خود در آهنگسازی فیلم نیز می‌گوید: من همواره تحت تاثیر فیلم هستم و می‌تواند مرا به تکاپو وادارد. ممکن است فیلم‌هایی کار کرده باشم که خیلی دوستشان ندارم اما حتما در آن چیزی پیدا کرده‌ام که به آن دل باخته‌ام. وقتی قرار است موسیقی فیلمی را بسازم، تمام تلاشم را می‌کنم که ببینم اگر کارگردانی که با او کار می‌کنم آهنگساز بود؛ چطور موسیقی می‌ساخت؟ مثلا فکر می‌کنم آقای کیارستمی با وجود آنکه اصلا در زمینه موسیقی در فیلم‌‌هایش موفق نبود؛ اما آهنگساز خوبی می‌شد. ایشان سال‌های بسیار قبل یک بار به من گفت برایم موسیقی بساز؛ گفتم اگر بسازم و شما از آن استفاده نکنید، درون خودم نابود می‌شوم.

او همچنین می‌گوید بیشترین نمود موسیقی در کشور ما در ادبیات آهنگین (ترانه و تصنیف) و اضافه کرد: من تصانیف زیادی دارم که خیلی‌هایش را با شعر افشین یداللهی (که یادش گرامی باشد) کار کردم؛ اما به عنوان کسی که کار موسیقی می‌کند، موسیقی خالص دغدغه‌ام بوده است.
 
من چهار فصل باغ ایرانی را بنویسم و هنوز نمی‌دانم سرنوشت آن کار نمی‌شود. رامین فاروقی از آنسامبل ذاستا فیلم‌برداری خوب کرده است اما باز هم معتقدم که موسیقی باید مستقل باشد نه به شعر وابسته باشد نه به سینما. امیدوارم در آینده از آثار موسیقی بدون کلام حمایت شود؛ چون ما در این زمینه فقیریم. آثار حنانه و استوار اصلا چاپ نشده است. استادم آقای علیرضا مشایخی با زحمت بسیار جریان موسیقی مدرن را ایجاد کرده است اما از او حمایتی نشده است.
این آهنگساز درباره‌ حاشیه‌ سریال «شهرزاد» و رابطه‌ این روزهایش با حسین فتحی که آثار بسیاری را با او ساخته است نیز گفت: اگر می‌خواستم درباره‌ آن حرف بزنم که تاکنون حرف زده بودم. من هنوز مرگ افشین را نمی‌‌توانم درک کنم؛ هنوز برایم سخت است و فکر می‌کنم ای کاش با او نگاه مهربان‌تری انجام شود، همان شب با او تلفنی حرف زدم و یکی از قطعاتی که با ارکستر ضبط کرده بودم برایش گذاشتم، گفت این یک شب دهم دیگر است؛ تکرار برای او معنای گذشته را نداشت؛ معنای آینده را داشت.
 
روز سوم ایشان تنها کسی که توانست کاری کند که احساساتم را بیرون بریزم، حسن فتحی بود. ما با هم بزرگ شدیم. برای یک نسل هستیم. چطور وقتی به کسی می‌گوید آهنگ بساز آدم فهمیده‌ای است و اگر نگوید این طور نیست‌؟ همان‌طور که در بسیاری از سریال‌های او حضور داشتم؛ به همان دلیل در شهرزاد نبودم.

نیکلاس کیج از بی‌علاقه‌گی خود به کلمه بازیگر گفت
ساعت ٤:۳۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

خبرگزاری مهر: نیکولاس کیج با کارگردان محبوبش در فستیوال فیلم تورنتو حاضر شد تا درباره جدیدترین پروژه سینمایی‌اش که به زودی اکران عمومی می‌شود، صحبت کند.

ممکن است نیکولاس کیج را در فرهنگ عامه به خاطر برند خاص و متمایز دیوانه‌بازی‌ها و بامزه بودنش روی پرده بشناسند، اما خودش خیلی بر این باور نیست که زیادی‌روی می‌کند.

او که همراه با برایان تیلور کارگردان فیلم «مامان و بابا» و دیگر هم‌بازی‌هایش در این فیلم یعنی سلما بلر و آن وینترز در فستیوال بین‌المللی فیلم تورنتو حاضر شده بود، گفت: شما به من نشان بدهید حداکثر این کارها کجاست و من به شما می‌گویم که نسبت به آن زیاده‌روی می‌کنم یا نه. من خودم حداکثر را طراحی می‌کنم.

کیج گفت «مامان و بابا» بهترین تجربه کاری‌اش در یک دهه اخیر بوده و به تیلور به عنوان «کوروساوای من که خودم هم میفونه‌اش هستم» اشاره کرد. این اشاره او به تیم معروف کارگردانی و بازیگری سینمای ژاپن یعنی آکیرا کوروساوا و توشیرو میفونه بود. تیلور پیش از این با کیج در«گوست‌ رایدر: روح انتقام» همکاری کرده بود.

کیج گفت: او به من اجازه داد کاری را که باید می‌کردم بکنم و می‌دانست چطور باید از من استفاده کند.

کیج به این هم اشاره کرد که تیلور پیش از این به او پیشنهاد نقش‌آفرینی در یک پروژه تلویزیونی را داده بود، اما او این پیشنهاد را رد کرد چون نمی توانست در تلویزیون بازی کند زیرا ستاره سینما است. وی افزود: با این حال، این کارگردان من را به چیزی بازمی‌گرداند که خودم حس می‌کنم حایز اهمیت است، یعنی شوکه‌کننده و باحال بودن.

وقتی از کیج درباره سبک بازیگری سنگین او سوال پرسیده شد، او گفت: من حتی دیگر از خود کلمه بازیگر هم خوشم نمی‌آید چون به نحوی دلالت بر دروغ گفتن دارد. من بازی نمی‌کنم، حس می‌کنم.

پروژه جدید «مامان و بابا» یک فیلم ژانر وحشت درباره دو فرزند است که باید بتوانند از خشم قاتلانه والدین‌شان جان سالم به در ببرند. این فیلم در فستیوال تورنتو به نمایش در آمد و از روز بیست‌وچهارم سپتامبر اکران عمومی خواهد شد.


مصرف آب در تهران رکورد شکست
ساعت ٤:۳۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳٩٦   کلمات کلیدی:

خبرگزاری ایلنا: مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان تهران، گفت: در تابستان امسال به دلیل افزایش گرمای هوا در پایتخت، شهروندان تهرانی با مصرف سه میلیون و 425 هزار مترمکعب آب در یک روز رکورد جدیدی را در استفاده از این مایع حیاتی ثبت کردند.

 "محمد پرورش" با تاکید بر اینکه سالیانه یک میلیارد و 24 میلیون مترمکعب منابع آبی برای تهران تامین و توزیع می‌شود، گفت:‌ آب‌های سطحی و زیرزمینی دو منبع اصلی تامین کننده آب مورد نیاز پایتخت هستند که در سال جاری به دلیل وضعیت مناسب‌تر ذخایر سدها استفاده بیشتری از منابع سطحی داشته‌ایم.
 
 

وی با اشاره به اینکه در سال جاری 76 درصد آب مورد نیاز تهران از منابع سطحی و 24 درصد از منابع زیرزمینی تامین شده است، تصریح کرد:‌ امسال به دلیل افزایش گرمای هوا در پایتخت، رکورد مصرف آب شهروندان تهرانی نیز شکسته شد.

مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان تهران افزود:‌ در روز 20 تیرماه سال جاری شهر تهران با مصرف سه میلیون و 425 هزار مترمکعب آب رکورد جدیدی را در استفاده از مایع حیاتی به ثبت رساند.

پرورش با تاکید بر اینکه مجموعه برنامه‌های خود را برای کنترل پیک مصرف سال آینده نیز آغاز کرده است، ادامه داد:‌ تمرکز خود را بر روی مقوله مهم مدیریت مصرف گذاشته‌ایم تا بتوانیم میزان مصرف امسال را برای سال آینده نیز بر روی همین عدد نگه داریم و شاهد افزایش میزان مصرف نباشیم.

وی خاطرنشان کرد:‌ البته با توجه به توسعه شهری پایتخت به ویژه در مناطق 21 و 22 لازم است تا به منظور تامین هر چه بهتر آب این مناطق تصفیه‌خانه ششم وارد مدار شود تا بتوانیم از این بخش نیز برای تامین آب تهران استفاده کنیم. 


سوریه از اسرائیل به سازمان ملل شکایت کرد
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ شهریور ،۱۳٩٦   کلمات کلیدی:
خبرگزاری فارس: وزارت خارجه سوریه با ارسال دو شکایت‎نامه به دبیرکل سازمان ملل و رئیس شورای امنیت، حمله امروز رژیم صهیونیستی به یکی از پایگاه‎های نظامی ارتش سوریه در نزدیکی شهر «مصیاف» واقع در ریف حماه محکوم کرد.
وزارت خارجه سوریه تاکید کرد که حملات مکرر اسرائیل به یک عادتی تبدیل شده که با هدف حمایت از تروریست‎ها از جبهه النصره و داعش صورت می‎گیرد.
به گزارش خبرگزاری سانا، در این دو شکایت نامه آمده است که شورای امنیت تاکنون هیچ گونه اقدامی برای جلوگیری از تجاوزات آشکار اسرائیل علیه سوریه انجام نداده است، و این غیر قابل قبول است.
جنگنده‌های اسرائیلی بامداد امروز پایگاه نظامی سوریه را در نزدیکی شهر «مصیاف» در ریف غربی حماه هدف قرار دادند.
ارتش سوریه تأکید کرد که حمله موشکی اسرائیل به منطقه مصیاف تلاش مذبوحانه‌ای برای بالا بردن روحیه از بین رفته تروریستهای داعش است.

تجزیه عراق، باعث جنگ و ناامنی طولانی می‌شود
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ شهریور ،۱۳٩٦   کلمات کلیدی:
 ایسنا: سرلشگر رحیم صفوی، مشاور عالی فرماندهی کل قوا که در مراسم اختتامیه بیستمین جشنواره استانی سازمان صداوسیما در شهر سنندج سخن می‌گفت، خاطرنشان کرد: من مامورم که سلام مقام معظم رهبری را به همه شما عزیزان برسانم.
او با بیان اینکه محبت مردم کردستان در قلب من جای دارد، گفت: من مدتی از سال‌های جوانی‌ام را در شهر سنندج سپری کردم و این شهر بسیار برایم عزیز است.
صفوی در ادامه به بیان خاطراتی از عملیات آزادسازی شهر سنندج پرداخت و اظهار کرد: 37 سال قبل بنده به حکم یوسف کلاهدوز و به همراه 200 نفر از پاسداران و بسیجیان استان اصفهان عازم فرودگاه سنندج شدیم. ماموریت ما آزادسازی شهر از دست ضدانقلاب‌ها بود. در آن زمان شهر سنندج کامل در تسلط آنان بود و دو پادگان و فرودگاه در اختیار حکومت قرار داشت.
وی ادامه داد: آرزویم به عنوان پاسدار این بود که تمام مدارس باز شوند و مردم بتوانند زندگی عادی داشته باشند. در آن زمان تمام مدارس، دانشگاه‌ها و حتی راه‌های ورودی به شهر بسته شده بودند و در کل وضع بسیار بدی وجود داشت. زمانی که ما وارد شهر سنندج شدیم با خمپاره از ما استقبال کردند  و تا صبح نیز خمپاره زدن‌ها ادامه داشت. از روز بعد عملیات آزادسازی سنندج آغاز شد و 23 شبانه‌روز جنگ بسیار سختی داشتیم که در نهایت در تاریخ 23 اردیبهشت سال 59 سنندج آزاد شد.
مشاور عالی فرماندهی کل قوا در امور مربوط به نیروهای مسلح  خاطرنشان کرد: چند بار عملیات‌های ما شکست خورد و شهدای  زیادی دادیم. حتی یادم است نمی‌توانستیم پیکر برخی شهدا را با خودمان بیاوریم و پیکر آنها را سگ‌ها خوردند؛ بعد از چند روز که توانستیم پیکرها را با خود بیاوریم، تا صبح گریه کردم.
صفوی با اشاره به روز آزادسازی سنندج اظهار کرد: مردم قدرشناس این شهر از پیروزی ما استقبال کرد. در ادامه این عملیات‌ها به جز دو شهر توانستیم تمام شهرهایی که در اختیار ضدانقلاب‌ها بود را آزاد کنیم. امروز وقتی آبادانی، گسترش و شادمانی را در شهر سنندج می‌بینم قلبم شاد می‌شود. مردم این استان وفاداری خودشان را به نظام و وطن نشان دادند و این باعث خوشحالی ما است.
مشاور عالی فرماندهی کل قوا در امور مربوط به نیروهای مسلح با اشاره به حضور تروریست‌ها در سوریه و عراق اظهار کرد: متاسفانه توطئه جدیدی در منطقه در حال شکل‌گیری است. دشمنان مسلمانان به فکر تجزیه عراق و سوریه هستند. این در حالی است که تجزیه شمال عراق باعث ایجاد جنگ و ناامنی طولانی در منطقه می‌شود و اولین کسانی که از این موضوع ضرر می‌کنند مردم منطقه هستند.
صفوی ادامه داد: چهار دولت ایران، عراق، سوریه و ترکیه با این تجزیه مخالف هستند چراکه باعث می‌شود که بخش‌های تجزیه شده بیشتر به دشمنان اسلام و قدرت‌های خارجی وابسته شوند. من این موضوع را به عنوان یک هشدار و دلسوزی برای مردم خودمان و عراق یادآوری کردم و امیدواریم با هوشیاری مردمان کرد منطقه، توطئه دشمنان با شکست مواجه شود.

← صفحه بعد